Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تمشک

تلفظ بین المللی : /tˈameʃk/ تلفظ :‌ [t'ameSk]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • تمشک جنگلی
  • تمشک سرخ خوراکی
  • تمشک جار
  • تمشک و تیرکلا
  • تمشک ارمنی
  • تمشک ارونسیس
  • تمشک استرالیایی
  • تمشک الپ
  • تمشک ایرانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

تمشک. [ ت َ م ِ ] ( اِ ) درختچه ای از تیره گلسرخیان که دسته مستقلی را به نام تمشکها تشکیل می دهند و به حالت وحشی در نقاط ساحلی و گرم مرطوبی ، مخصوصاً در مازندران و گیلان فراوان است. گیاهی است با ساقه های تیغدار که در کنار جاده ها و مزارع و جنگلها بصورت انبوه می روید. برگهایش متناوب و گوشوارک دار و مرکب و شامل 3 تا 5 برگچه است.( فرهنگ فارسی معین ). در درفک ، هَندِل. در رامیان ، تَموش. در شیرگاه و م...

فرهنگ عمید

میوه‌ای ترش‌مزه، شبیه شاتوت یا توت‌فرنگی، و به رنگ سرخ مایل به سیاهی. بوتۀ آن خودرو است و در جاهای گرم و مرطوب در جنگل‌ها و صحراها می‌روید. در بعضی جاها آن را می‌کارند و تربیت می‌کنند و میوۀ بهتر و درشت‌تری از آن به‌دست می‌آورند. دارای ویتامین C، قند، اسیدسیتریک، و اسیدمالیک بوده و اشتهاآور، ملین، مدر، و ضد اسکوربوت است. ترشح عرق را زیاد می‌کند و برای تصفیۀ خون نافع است؛ تلو؛ توت سه‌گل؛ علیق؛ علیق...

فرهنگ معین

(تَ مِ ) (اِ. ) میوه ای است مانند توت و توت فرنگی به رنگ قرمز مایل به مشکی با مزة ترش و شیرین که از بوتة تمشک به دست می آید. بوتة این میوه ساقة بلند و تیغ دار و در هم پیچیده دارد که با برگ های کوچک به طور خودرو در جاهای گرم و مرطوب می روید، دارای ویتامین
(تَ مِ) (اِ.) میوه ای است مانند توت و توت فرنگی به رنگ قرمز مایل به مشکی با مزة ترش و شیرین که از بوتة تمشک به دست م...

دانشنامه آزاد فارسی

تَمِشکتَمِشکتَمِشکگونه های گیاهی جنس Rubus (مشتق از واژۀ rub به معنای سرخ)، از خانوادۀ گل سرخ. بوته های تمشک خاردار و گل های آن سفید یا صورتی و مجتمع در خوشه هایند. تمشک بیشتر در دامنه های البرز و شمال غرب می روید. بیش از دَه گونه تمشک در ایران یافت می شود. تمشک کبود، کره تیف، وَلَش و هندل از آن جمله اند.wikijoo: تمشک...

فرهنگ فارسی

( اسم ) درختچه ای ازتیر. گل سرخیان که دست. مستقلی را بنام دست. تشکها تشکیل میدهد و بحالت وحشی در نقاط ساحلی و گرم مرطوبی مخصوصا در مازندران و گیلان فراوانست . گیاهی است با ساقه های تیغ دار که در کنار جاده ها و مزارع و جنگلها بصورت انبوه میروید . برگهایش متناوب و گوشوارک دار و مرکب و شامل ۳ تا ۵ برگچه است .

دانشنامه عمومی

تمشک ممکن است به یکی از این موارد اشاره داشته باشد:تمشک (سرده)تمشک (میوه)تمشک ایرانیwiki: روسیه نوشته شده است. این کتاب یکی از آثار مشهور ادبی جهان است.فهرست پرفروش ترین کتاب های تاریخصد رمان برتر به انتخاب کتابخانه مدرنwiki: تمشک (کتاب)...

مترادف و متضاد

raspberry (اسم)
تمشک

razz (اسم)
تمشک

واژه نامه بختیاریکا

تی دری ( تیدره ) ؛ شنگه

کلمات مرتبط

  • تمشک جنگلی
  • تمشک سرخ خوراکی
  • تمشک جار
  • تمشک و تیرکلا
  • تمشک ارمنی
  • تمشک ارونسیس
  • تمشک استرالیایی
  • تمشک الپ
  • تمشک ایرانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات