Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تمسح

تلفظ بین المللی : /tamˈassoh/ تلفظ :‌ [tam'assoh]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • زبل التمساح
  • طیر التمساح
  • قابل تمسخر
  • اشک تمساح
  • تمسخر کردن
  • تمسخر کننده
  • تمسخرآمیز
  • تمسک جستن
  • تمساح دریاچه
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

تمسح . [ ت َ س َ] (ع مص ) خشن و اثر ناپذیر شدن مانند تمساح (زیرا این حیوان از پشیزهای سخت پوشیده شده است ). (از دزی ج 1 ص 152). این مصدر در کتب لغت دیگر دیده نشده است .

تمسح . [ ت ِ س َ ] (ع اِ) تمساح ، و بنظر می آیدکه مقصور آن است . (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد). ج ، ...

فرهنگ معین

(تَ مَ سُّ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - دست مالیدن به چیزی ، مسح کردن . ۲ - روغن مالی کردن بدن .

کلمات مرتبط

  • زبل التمساح
  • طیر التمساح
  • قابل تمسخر
  • اشک تمساح
  • تمسخر کردن
  • تمسخر کننده
  • تمسخرآمیز
  • تمسک جستن
  • تمساح دریاچه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات