Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تمرین

تلفظ بین المللی : /tˈamrin/ تلفظ :‌ [t'amRin]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش دزفولیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • تمرین تیراندازی
  • تمرین جنگی
  • تمرین دادن
  • تمرین نرمش کردن
  • تمرین نظامی
  • تمرین نمایش
  • تمرین کردن
  • تمرین اتش
  • تمرین اتش باری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش دزفولیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تمرین . [ ت َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شاهرود که در بخش شاهرود شهرستان هروآباد واقع است و685تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

تمرین . [ ت َ ] (ع مص )سخت روی گردیدن کسی بر کاری : مرن وجهه علی الامر تمریناً؛ سخت گردید روی او بر کار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)...

فرهنگ عمید

۱. فعالیت برای به دست آوردن مهارت در کاری.
۲. (اسم ) متنی شامل مسئله ها، پرسش ها و یا سرمشق هایی برای مهارت یافتن در امری: تمرین های کتاب را حل کردم.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) عادت دادن ، آشنا ساختن کسی به کاری .

فرهنگ فارسی

1. اجراهای مقدماتی پیش از اجرای اصلی نمایش، با حضور بازیگران و عوامل نمایش، برای آماده کردن اجرای نهایی 2. اجرای صحنه توسط بازیگران پیش از فیلم‌برداری برای آمادگی بیشتر

نرم کردن، ورز دادن، عادت دادن و آشناکردن باکاری۱- ( مصدر ) نرم گردانیدن.۲-عادت دادن آشناساختن بامری . ۳ - ( مصدر ) خو کردن ورزیدن.۴ - ( اسم ) عادت خوگری ورزش . جمع : تمریناتدهی است از دهستان شاهرود که در بخش شاهرود شهرستان هر...

دانشنامه عمومی

آزمایش

تمرین (صربستان). مختصات: ۴۵°۲۵′ شمالی ۱۹°۵۳′ شرقی / ۴۵٫۴۱۷°شمالی ۱۹٫۸۸۳°شرقی / 45.417; 19.883فهرست شهرهای صربستانتمرین (به صربی: Темерин) شهری در استان خودمختار وویوودینا کشور صربستان است که جمعیت آن در سال ۲۰۰۶ میلادی ۲۰٫۱۲۷ نفر بوده است.wiki: تمرین (صربستان)...

گویش دزفولی

آزمایش

مترادف و متضاد

آزمایش

نرم کردن

مشق، تکلیف

رزمایش، مانور

ورزش کردن، ورزیدن

تکرار، مرور، ممارست

آشنا کردن، عادت‌دادن، ورزش

۱. تکرار، مرور، ممارست
۲. مشق، تکلیف
۳. آشنا کردن، عادتدادن، ورزش
۴. آزمایش،
۵. رزمایش، مانور
۶. ورزش کردن، ورزیدن
۷. نرم کردن

task (اسم)کار، تمرین، وظیفه، تکلیف، امر مهمpractice (اسم)عادت، عمل، تمرین، ممارست، ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تکرار عمل به منظور حصول عادت و آسان شدن آن بر انسان را تمرین گویند و از آن به مناسبت در بابهای صلات، صوم و حج یاد شده است.بر ولیّ مستحب است کودک را پس از رسیدن به سنّ تمییز (شش یا هفت سالگی) بویژه در پسر پس از نُه سالگی به نماز خواندن و نیز قضای آن؛ بلکه هر عبادتی ـ اعم از واجب و مستحب ـ در حدّ وسع و توانایی طفل، تمرین دهد.و نیز تمرین دادن کودکان بر عادات و اخلاق حسنه مستحب است؛ بلکه تأ...

فرهنگ فارسی ساره

آزمایش

ورزش، ورز، آمادگی، پیگیری، ورزیدن

فرهنگستان زبان و ادب

{rehearsal} [سینما و تلویزیون، هنرهای نمایشی] 1. اجراهای مقدماتی پیش از اجرای اصلی نمایش، با حضور بازیگران و عوامل نمایش، برای آماده کردن اجرای نهایی 2. اجرای صحنه توسط بازیگران پیش از فیلم برداری برای آمادگی بیشتر

کلمات مرتبط

  • تمرین تیراندازی
  • تمرین جنگی
  • تمرین دادن
  • تمرین نرمش کردن
  • تمرین نظامی
  • تمرین نمایش
  • تمرین کردن
  • تمرین اتش
  • تمرین اتش باری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات