کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تمرتاشی
تلفظ بین المللی :
/tˌamartˈɑʃi/
تلفظ :
[t,amaRt'ASi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
صالح تمرتاشی
شمس الدین محمد بن عبدالله تمرتاشی
محمد بن عبدالله تمرتاشی
صالح تمیرتاشی
تمرتاش
ریش تراشی
سر کسی تراشیدن
شانه تراشی
شاه تراشی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تمرتاشی . [ ت َ م ُ ] (اِخ ) احمدبن ابی ثابت اسماعیل بن محمدبن آیدغمش التمرتاشی ظهیرالدین ابوالعباس الخوارزمی الحنفی نزیل گورگانج متوفی بسال 601 هَ . ق . او راست شرح جامع الصغیر. فتاوی التمرتاشی . فرایض التمرتاشی و کتاب التراویح . (از اسماء المؤلفین ج 1 ص 89)....
فرهنگ فارسی
صالح بن مخمد عبدالله بن احمد به سال ۱٠۵۵ درگذشت .
کلمات مرتبط
صالح تمرتاشی
شمس الدین محمد بن عبدالله تمرتاشی
محمد بن عبدالله تمرتاشی
صالح تمیرتاشی
تمرتاش
ریش تراشی
سر کسی تراشیدن
شانه تراشی
شاه تراشی
نظرات