Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ تمخی

تلفظ بین المللی : /tˈamxi/ تلفظ :‌ [t'amxi]
لغت نامه دهخدا
  • تمخیثا
  • تمخیخ
  • تمخیض
  • تمخیط
  • تمخیه
  • دُش گواری تخمیری
  • ردّ تبخیری
  • رود تلخی
  • رویش تأخیری
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

تمخی. [ ت َ م َخ ْ خی ] ( ع مص ) بیزار شدن از چیزی و کناره گزیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || شکایت کردن نزد کسی و عذر خواستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || مغز از استخوان برآوردن. ( از اقرب الموارد ). رجوع به تمخخ شود.

کلمات مرتبط

  • تمخیثا
  • تمخیخ
  • تمخیض
  • تمخیط
  • تمخیه
  • دُش گواری تخمیری
  • ردّ تبخیری
  • رود تلخی
  • رویش تأخیری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات