Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تمحیق

تلفظ بین المللی : /tˈamhiq1/ تلفظ :‌ [t'amhiq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • تحمیق کردن
  • تحمیق
  • تمحق
  • تمحیص
  • تمزیق
  • تمحیط
  • تمحیل
  • تمحین
  • تمحیه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تمحیق. [ ت َ ] ( ع مص ) پاک کردن. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). باطل و محو کردن چیزی را. ( از اقرب الموارد ). || محیق گردانیدن کسی را. و ذلک انهم فی الجاهلیة اذا کان یوم المحاق بدر الرجل الی ماء الرجل اذا غاب عنه فینزل علیه و یسقی به ماله فاذا انسلخ کان ربه الاول احق به فلذلک یدعی المحیق. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به محیق شود....

فرهنگ عمید

۱. پاک کردن، محو کردن.
۲. باطل کردن.

فرهنگ فارسی

پاک کردن . باطل و محو کردن چیزی را .

کلمات مرتبط

  • تحمیق کردن
  • تحمیق
  • تمحق
  • تمحیص
  • تمزیق
  • تمحیط
  • تمحیل
  • تمحین
  • تمحیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات