کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تمتیع
تلفظ بین المللی :
/tˈamtiʔ/
تلفظ :
[t'amti?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
تمنیع
تمتع
تتیع
تمتع برداشتن
تمتع بردن
تمتع برگرفتن
تمتع داشتن
تمتع دیدن
تمتع کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تمتیع. [ ت َ ] ( ع مص ) برخورداری دادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بلند گردانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). به انتها و کمال رسانیدن چیزی را. || توشه دادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || متعه دادن زن را بعد طلاق. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و فی الحدیث : طلق امراءة، فمتع بو...
کلمات مرتبط
تمنیع
تمتع
تتیع
تمتع برداشتن
تمتع بردن
تمتع برگرفتن
تمتع داشتن
تمتع دیدن
تمتع کردن
نظرات