معانی کلمه : تمت
لغت نامه دهخدا
تمت . [ ت َ ] (ع اِ) روییدگی است و بر آن غیر مأکول . (منتهی الارب ) (آنندراج ). روییدگی که برش مأکول نیست . (ناظم الاطباء).
تمت . [ ت َم ْ م َ ] (ع فعل ) کلمه ٔ فعل مأخوذاز تازی که در آخر کاری گویند و یا در آخر نامه نویسند یعنی تمام شد و به انجام رسید. (ناظم الاطباء).
فرهنگ معین
(تَ مَّ ) [ ع . ] (فع . ) به پایان رسید، تمام شد (در آخر کتاب ها و رساله ها نوشته شود ).
فرهنگ فارسی
( فعل ) بپایان رسید تمام شد ( در آخر کتابها و رساله ها نوشته شود ). یا از بای بسم الله تاتای تمت .
کلمه فعل ماخوذ از تازی که در آخر کاری گویند و یا در آخر نامه نویسند یعنی تمام شد و به انجام رسید .
کلمه فعل ماخوذ از تازی که در آخر کاری گویند و یا در آخر نامه نویسند یعنی تمام شد و به انجام رسید .
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی تَمَّتْ: تمام شد- به انجام رسید
معنی لَمْ تَمُتْ: نمرده است
ریشه کلمه:
تمم (۲۲ بار)
معنی لَمْ تَمُتْ: نمرده است
ریشه کلمه:
تمم (۲۲ بار)
wikialkb: تَمّت
