کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تمام به جلو
تلفظ بین المللی :
/tˈamɑm beː dʒˈolo/
تلفظ :
[t'amAm be: dZ'olo]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
تمام به عقب
به اسم کسی تمام شدن یا دررفتن
به اسم کسی تمام کردن
زمستان تمام شد روسیاهی به ذغال ماند
جنگی برای پایان دادن به تمام جنگ ها
ازادی به قید التزام
التماس کردن به
وابسته به التزام
وابسته به توام
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
فرمان حرکت به جلو با حداکثر دورِ ممکن موتور
فرهنگستان زبان و ادب
{full ahead, full speed ahead} [حمل ونقل دریایی] فرمان حرکت به جلو با حداکثر دورِ ممکن موتور
کلمات مرتبط
تمام به عقب
به اسم کسی تمام شدن یا دررفتن
به اسم کسی تمام کردن
زمستان تمام شد روسیاهی به ذغال ماند
جنگی برای پایان دادن به تمام جنگ ها
ازادی به قید التزام
التماس کردن به
وابسته به التزام
وابسته به توام
نظرات