Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تماشاخانه

تلفظ بین المللی : /tamˈɑʃˈɑxˈɑne/ تلفظ :‌ [tam'AS'Ax'Ane]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • تماشاخانه رو
  • تماشاخانه ایران
  • تماشاخانه هنر
  • تماشاخانه پارس
  • تماشاخانه ارغنون
  • تماشاخانه استاد مشایخی
  • تماشاخانه اگوست ویلسن
  • تماشاخانه ایرانشهر
  • تماشاخانه روئر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تماشاخانه.[ ت َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) محلی که در آنجا بعضی چیزهای موهوم و پاره ای افسانه ها را مجسم می نمایند و جهت اشتغال و عبرت نفس کارهای خوش آیند ظاهر می سازند و تقلیدهای نیک درمی آوردند. ( ناظم الاطباء ). تماشاکده. تماشاگاه. ( آنندراج ). محلی است که از برای تآتر ساخته شده است. ( کتاب اعمال رسولان 19:29 ). یا محل عرضه داشت و نمایش و توضیح آن می باشد. ( رساله اول قرنتیان 4:9 ): در تماشاخانه ع...

فرهنگ عمید

عمارتی که برای بازی کردن بازیگران و نمایش دادن حرکات هنرپیشگان آماده شده باشد، جایی که افسانه و داستانی را به وسیلۀ هنرپیشگان نمایش بدهند و مردم برای تماشا بروند، تئاتر.

فرهنگ معین

( ~. نِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) جایی که در آن هنرپیشگان داستانی را به نمایش درآوردند، تأتر.

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:تیاتر
wikijoo: تماشاخانه

فرهنگ فارسی

محل تئاتر

( اسم ) جایی که در آن هنر پیشگان نمایش دهند تاتر .

بنایی مرکب از حداقل یک تالار برای اجرا و تماشای انواع نمایش متـ . نمایش‌سرا

دانشنامه عمومی

تماشاخانه یا آمفی تئاتر (برگرفته از واژه یونانی amphitheatron) مکانی است در فضای باز که برای اجرای نمایش و سرگرمی از آن استفاده می شود. در زبان فارسی در یک معنی، تماشاخانه، به کار می رود. این واژه همچنین برای جایی که در آن هنرپیشگان داستانی را به نمایش درمی آورند و نیز برای تئاتر به کار می رود. در کاربرد انگلیسی، دو نوع سازهٔ ساختمانی وجود دارد که برای آن ها واژهٔ آمفی تئاتر به کار می رود: یک نوع ...

جملات نمونه

شهر نیویورک تماشاخانه‌های فراوانی دارد

New York City has lots of playhouses

مترادف و متضاد

theater (اسم)تاتر، تماشاخانه، تئاتر، تالار سخنرانی، بازیگر خانهtheatre (اسم)تاتر، تماشاخانه، تئاتر، تالار سخنرانی، بازیگر خانهopera (اسم)اپرا، تماشاخانه، اهنگ اپراopera house (اسم)اپرا، تماشاخانه، سالن اپرا...

فرهنگستان زبان و ادب

{theatre , playhouse} [هنرهای نمایشی] بنایی مرکب از حداقل یک تالار برای اجرا و تماشای انواع نمایش متـ . نمایش سرا

کلمات مرتبط

  • تماشاخانه رو
  • تماشاخانه ایران
  • تماشاخانه هنر
  • تماشاخانه پارس
  • تماشاخانه ارغنون
  • تماشاخانه استاد مشایخی
  • تماشاخانه اگوست ویلسن
  • تماشاخانه ایرانشهر
  • تماشاخانه روئر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات