معانی کلمه : تماشاخانه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
عمارتی که برای بازی کردن بازیگران و نمایش دادن حرکات هنرپیشگان آماده شده باشد، جایی که افسانه و داستانی را به وسیلۀ هنرپیشگان نمایش بدهند و مردم برای تماشا بروند، تئاتر.
فرهنگ معین
( ~. نِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) جایی که در آن هنرپیشگان داستانی را به نمایش درآوردند، تأتر.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:تیاتر
wikijoo: تماشاخانه
فرهنگ فارسی
محل تئاتر
( اسم ) جایی که در آن هنر پیشگان نمایش دهند تاتر .
بنایی مرکب از حداقل یک تالار برای اجرا و تماشای انواع نمایش متـ . نمایشسرا
دانشنامه عمومی
جملات نمونه
شهر نیویورک تماشاخانههای فراوانی دارد
New York City has lots of playhouses
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
{theatre , playhouse} [هنرهای نمایشی] بنایی مرکب از حداقل یک تالار برای اجرا و تماشای انواع نمایش
متـ . نمایش سرا
