نگاه کردن برای سرگرمی یا لذت، نظاره
مشاهدۀ دیدنیهای طبیعی و جذاب مقصدهای گردشگری
مردم زیادی برای تماشا آمده بودند
a lot of people had come to watch
تماشای آن منظرهی زیبا لذت بخش بود
looking at that beauthortiful scenery was pleasurable
نظاره، نظر، نگاه، نگرش
تفرج، سیاحت، سیر، گردش، گشتوگذار، گلگشت
۱. نظاره، نظر، نگاه، نگرش
۲. تفرج، سیاحت، سیر، گردش، گشتوگذار، گلگشت