Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تماج

تلفظ بین المللی : /tamˈɑdʒ/ تلفظ :‌ [tam'AdZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تماجامشی
  • تماجامشی کردن
  • تماجامیشی
  • تماجان
  • تماجد
  • تماجع
  • تماجن
  • تپه تماجان
  • گورستان تماجان الف
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تماج . [ ت ِ ] (اِ) تیماج و چرمی که از پوست بز سازند. (ناظم الاطباء).

تماج . [ ت ُ ] (اِ) کیسه ٔ درازی را گویند که از پارچه دوزند و یا از ابریشم بافند. (برهان ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).

تماج. [ ت ِ ] ( اِ ) تیماج و چرمی که از پوست بز سازند. ( ناظم الاطباء ).تماج. [ ت ُ ] ( اِ ) کیسه درازی را گویند که از پارچه ...

فرهنگ فارسی

کیسه درازی را گویند که از پارچه دوزند و یا از ابریشم بافند .

کلمات مرتبط

  • تماجامشی
  • تماجامشی کردن
  • تماجامیشی
  • تماجان
  • تماجد
  • تماجع
  • تماجن
  • تپه تماجان
  • گورستان تماجان الف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات