Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تلیسه

تلفظ بین المللی : /talˈise/ تلفظ :‌ [tal'ise]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگستان زبان و ادب
  • تلیله نوک دراز
  • تلیله
  • تلیله خاکستری
  • تلیله سفید
  • تلیله شکم سیاه
  • تلوسه
  • تلیله ایان
  • تریسه
  • تشک و تلیس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تلیسة. [ ت ِل ْ لی س َ ] (ع اِ) خصیه و گویک مانندی که از برگ خرما سازند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خصیه مانندی که از برگ خرما سازند و شیشه در آن نهند. (از اقرب الموارد). || کیسه ٔ حساب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یقال : وضع الدفتر فی التلیسة. (اقرب الموارد). و رجوع به ماده ٔ قبل شود.

( تلیسة ) تلیسة. [ ت ِل...

فرهنگ فارسی

کیسه حساب .

گاو مادۀ بالغ جوانی که زادآوری نکرده یا در مرحلۀ شیردهی به اولین گوسالۀ خود است

دانشنامه عمومی

گاو ماده جوان

گویش مازنی

گوساله ی جوان

/talise/ گوساله ی جوان

فرهنگستان زبان و ادب

{heifer} [علوم و فنّاوری غذا] گاو مادۀ بالغ جوانی که زادآوری نکرده یا در مرحلۀ شیردهی به اولین گوسالۀ خود است

کلمات مرتبط

  • تلیله نوک دراز
  • تلیله
  • تلیله خاکستری
  • تلیله سفید
  • تلیله شکم سیاه
  • تلوسه
  • تلیله ایان
  • تریسه
  • تشک و تلیس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات