معانی کلمه : تلوین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. رنگ به رنگ کردن.
۲. گوناگون ساختن.
۳. غذاهای گوناگون حاضر کردن.
۴. اسلوب کلام را تغییر دادن و کلام متنوع آوردن.
۲. گوناگون ساختن.
۳. غذاهای گوناگون حاضر کردن.
۴. اسلوب کلام را تغییر دادن و کلام متنوع آوردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - رنگ به رنگ کردن . ۲ - اسلوب سخن را تغییر دادن و متنوع ساختن . ۳ - غذاهای گوناگون حاضر کردن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) رنگ کردن رنگ رنگ کردن رنگ دادن . ۲ - غذای متنوع حاضر کردن . ۳ - اسلوب سخن را تغییردادن و بگون. دیگردر آوردن . ۴ - ( اسم ) گوناگونی رنگارنگی . جمع : تلوینات .
دانشنامه عمومی
تلوین، روستایی از توابع بخش میامی شهرستان شاهرود در استان سمنان ایران است.
این روستا در دهستان نردین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۸۷۵ نفر (۴۹۹خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان نردین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۸۷۵ نفر (۴۹۹خانوار) بوده است.
wiki: تلوین
