معنی اصطلاح -> تِلِنگ کسی / چیزی دررفتن1- ناخواسته بادی از کسی دررفتن / گوزیدن 2- ناتوان / عاجز شدن کسی؛ خراب / بسیار فرسوده شدن چیزی مثال: 1- حاجی در محله ی خودش مورد احترام بود، اما گویا یک بار جلوی عده ای تلنگش دررفته بود و از آن به بعد دیگر در جمع ظاهر نمی شد. 2- این موتور دیگه تلنگش دررفته، تعمیرش به صرفه نیست. توضیح: همچنین ← «زوار کسی / چیزی دررفتن» و «زرت کسی / چیزی قمصور شدن»...