معانی کلمه : تلفن بی سیم
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
رادیو . و اساس آن مانند تلگراف بی سیم بر امواج الکترومانتیک قرار دارد بدین ترتیب که دستگاه فرستنده تولید امواج الکترومانتیک می کند و در نقطه دیگر این امواج در اجسام هادی جریان القائ می نماید با این اختلاف که در تلگراف بی سیم می توان امواج مستهلک شونده و محفوظ بکار برد ولی در تلفن بی سیم فقط از امواج محفوظ باید استفاده کرد .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
radiotelephone (اسم)
تلفن بی سیم
