تلفظ. [ ت َ ل َف ْ ف ُ ] ( ع مص ) سخن گفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || تکلم و بیان و ادای حروف شمرده بطور وضوح. ( ناظم الاطباء ). || از دهان انداختن چیزی . ( آنندراج ).
فرهنگ عمید
سخن گفتن، بیان کردن، ادا کردن لفظ.
فرهنگ معین
(تَ لَ فُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - بر زبان آوردن کلمه . ۲ - سخن گفتن .
فرهنگ فارسی
سخن گفتن، بیان کردن، اداکردن لفظ ۱ - ( مصدر )ادا کردن لفظ بر زبان آوردن کلمه . ۲ - سخن گفتن . ۳ - ( اسم ) ادای لفظ . ۴ - سخن گویی . جمع : تلفظات .
دانشنامه عمومی
بیان کردن
فارسی سره:فراگویی منبع:فرهنگ نامه پارسی آریا
تلفظ از مباحث ویژه دانش زبان شناسی است که در آن به روند و نحوه ادای هجاها و واج ها میان اهل زبان پرداخته می شود. یک واژه به گونه های متفاوتی تلفظ می گردد. چگونگی تلفظ یک واژه که از واج ها و هجا تشکیل شده ممکن است تحت تاثیر عواملی مانند سن و سال، طبقه اجتماعی، قومیت، سواد، جنسیت و مخاطب متفاوت باشد. اختلال گفتاری نیز می تواند در نحو...
مترادف و متضاد
گویش
بیان کردن
ادا، بیان، تقریر
ادا کردن، سخن گفتن
۱. ادا، بیان، تقریر ۲. گویش ۳. ادا کردن، سخن گفتن
accent (اسم)لهجه، تاکید، تلفظ، تشدید، مد، تکیهء صدا، علامت تکیهء صدا، طرز قرائت، قوت، صدا یا اهنگ اکسان، ضربهintonation (اسم)لهجه، تلفظ، طرز قرائت، اهنگ، زیر و بمی صدا، تکیه صدا، بیان با الحانpronunciation (اسم)تلفظ، بیان، ادای سخن، طرز تلفظarticulation (اس...