Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تلعب

تلفظ بین المللی : /talˈaʔʔob/ تلفظ :‌ [tal'a??ob]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • محب التعب
  • با تلمبه باد کردن
  • با تلمبه خالی کردن
  • بد تعبیر کردن
  • تد تعبیر کردن
  • تعبدتعبد
  • تعبیر دراوردن
  • تعبیر شدن
  • تعبیر هجو امیز
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تلعب. [ ت َ ل َع ْ ع ُ ] ( ع مص ) بسیار بازی کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ لَ عُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) بازی کردن .

فرهنگ فارسی

۱- ( مصدر ) بازی کردن بلهو و لعب مشغول شدن. ۲ - ( اسم ) بازی لعب . جمع : تلعبات .

کلمات مرتبط

  • محب التعب
  • با تلمبه باد کردن
  • با تلمبه خالی کردن
  • بد تعبیر کردن
  • تد تعبیر کردن
  • تعبدتعبد
  • تعبیر دراوردن
  • تعبیر شدن
  • تعبیر هجو امیز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات