Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ تلخاب

تلفظ بین المللی : /talxˈɑb/ تلفظ :‌ [talx'Ab]
لغت نامه دهخدا
  • تلخاب احمدزاده
  • تلخاب برهروا
  • تلخاب تیلا
  • تلخاب دیشموک
  • تلخاب زردپتک
  • تلخاب سفلی بیدک
  • تلخاب شیرین
  • تلخاب قره خانی
  • تلخاب مشقلی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

تلخاب . [ ت َ ] (اِ مرکب ) آب تلخ و آب نمک . (ناظم الاطباء). آبی که مزه تلخ دارد.
(یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
زرین رسنها بافته در دلو از آن بشتافته
ره سوی دریا یافته تلخاب دریا ریخته .

خاقانی .


رجوع به تلخ شود.

کلمات مرتبط

  • تلخاب احمدزاده
  • تلخاب برهروا
  • تلخاب تیلا
  • تلخاب دیشموک
  • تلخاب زردپتک
  • تلخاب سفلی بیدک
  • تلخاب شیرین
  • تلخاب قره خانی
  • تلخاب مشقلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات