Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تلخ دان

تلفظ بین المللی : /tˈalx dˈɑn/ تلفظ :‌ [t'alx d'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تلخ دانه
  • بردگوری تلخه دان 1
  • بردگوری تلخه دان 2 3 4
  • تل شط کهره دان
  • تلخه دان
  • تلخه دان بزرگ امیراباد
  • تلخه دان جوکار
  • تلخه دان رون
  • تلخه دان علیا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تلخ دان. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بازیافت است که در بخش اردل شهرستان شهرکرد واقع است و 120تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان بازیافت است که در بخش اردل شهرستان شهرکرد واقع است .

کلمات مرتبط

  • تلخ دانه
  • بردگوری تلخه دان 1
  • بردگوری تلخه دان 2 3 4
  • تل شط کهره دان
  • تلخه دان
  • تلخه دان بزرگ امیراباد
  • تلخه دان جوکار
  • تلخه دان رون
  • تلخه دان علیا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات