Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تلخ جوک

تلفظ بین المللی : /tˈalx dʒˈuːk/ تلفظ :‌ [t'alx dZ'u:k]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • تلخه دان جوکار
  • قنات تلخوک فردوس
  • تلخ
  • تلخ و شیرین
  • تلخ و گس کردن
  • تلخ کردن
  • تلخ جکوک
  • تلخ دانه
  • تلخ وش
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تلخ جوک. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) بمعنی تلخ جکوک است که کاسنی صحرایی باشد. ( برهان ). کاسنی بری. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

تلخک#NAME?

= تلخک

فرهنگ فارسی

بمعنی تلخ جکوک است که کاسنی صحرایی باشد .

کلمات مرتبط

  • تلخه دان جوکار
  • قنات تلخوک فردوس
  • تلخ
  • تلخ و شیرین
  • تلخ و گس کردن
  • تلخ کردن
  • تلخ جکوک
  • تلخ دانه
  • تلخ وش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات