معانی کلمه : تقوا
فرهنگ عمید
ترس از خدا و اطاعت امر او، پرهیزکاری، پرهیز.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
پرهیز، ترس ازخداواطاعت امراو، پرهیزکاری
جمع تقی
جمع تقی
نقل قول
گویش مازنی
پرهیز
فرهنگ اسم ها
اسم: تقوا (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: taqvā) (فارسی: تقوا) (انگلیسی: taghva)
معنی: ترس از خدا و اطاعت امر او، پرهیزکاری، پرهیز، پارسایی، ( عربی، تقوی ) نگه داشتن خود از گناه و اطاعت از خداوند، پرهیزگاری
معنی: ترس از خدا و اطاعت امر او، پرهیزکاری، پرهیز، پارسایی، ( عربی، تقوی ) نگه داشتن خود از گناه و اطاعت از خداوند، پرهیزگاری
مترادف و متضاد
اتقا، پارسایی، پرواپیشگی، پروادار، پرهیزگاری، تدین، تقدس، تورع، دیانت، دینداری، زهد، عفاف، فضیلت، ورع ≠ ناپارسایی
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
پرهیز
