معانی کلمه : تقلا
لغت نامه دهخدا
تقلا. [ ت َ ق َل ْ لا ] (اِ) در تداول عامه ، کوشش بلیغ. تلاش . جهد. سعی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || دست و پا زدن برای رهایی از بندی یا برای کاری یا احتراز از کاری و مانند آن . (یادداشت ایضاً).
فرهنگ عمید
کوشش، تلاش.
فرهنگ معین
(تَ قَ لّ ) [ ع . تقلی ] (مص ل . ) کوشش و تلاش کردن .
فرهنگ فارسی
کوشش وتلاش
۱ - ( مصدر ) دست و پا زدن در بستر غلت خوردن در رختخواب. ۲ - کوشش و تلاش کردن سعی کردن . ۳ - ( اسم ) کوشش تلاش سعی . توضیح در عربی (( ثقلی ) ) بمعنی از پهلو بپهلو غلطیدن و بی قرار بودن بر فراش است .
۱ - ( مصدر ) دست و پا زدن در بستر غلت خوردن در رختخواب. ۲ - کوشش و تلاش کردن سعی کردن . ۳ - ( اسم ) کوشش تلاش سعی . توضیح در عربی (( ثقلی ) ) بمعنی از پهلو بپهلو غلطیدن و بی قرار بودن بر فراش است .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
اهتمام، تلاش، جهد، زحمت، سعی، کوشش، مجاهدت ≠ اهمال، تکاهل
۱. اهتمام، تلاش، جهد، زحمت، سعی، کوشش، مجاهدت ≠ اهمال، تکاهل
۲. غلت
۳. غلتیدن
واژه نامه بختیاریکا
جُو کَنِش؛ هِیتَل؛ هَپ لِر؛ لِرت؛ کَش و کُش
زن وا زن
زن وا زن
