تقسیم. [ ت َ ] ( ع مص ) وابخشیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). || بخش کردن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( دهار ) ( غیاث اللغات ).بخش بخش کردن ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).قسمت کردن. بخش کردن قسمت کردن مال را میان شریکان و معین کردن نصیب هریک. ( از اقرب الموارد ). قسمت و توزیع و بخش بخش کردگی و به اصطلاح حساب عملی که بواسطه آن تعیین میشود که عددی چند دفعه شامل عددی دیگر ...
فرهنگ عمید
۱. پراکنده کردن. ۲. بخش کردن، قسمت کردن. ۳. (اسم ) (ریاضی ) قاعده یا عملی که به واسطۀ آن معلوم می شود عدد بیشتر (مقسوم ) چند برابر عدد کمتر (مقسوم ٌعلیه ) است، یا عددی چند دفعه عدد دیگر را شامل می شود.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - قسمت کردن . ۲ - بخش کردن عددی بر عدد دیگر. ۳ - توزیع کردن ، پخش کردن .
دانشنامه آزاد فارسی
تقسیم (ریاضیات). تقسیم (ریاضیات)(division)یکی از چهار عمل اصلی حساب۱، و عکس عمل ضرب۲. منظور از تقسیم عددی با نام مقسوم۳ بر عددی با نام مقسومٌ علیه۴ یافتن عددی است با نام خارج قسمت۵، به قسمی که حاصل ضرب آن در مقسومٌ علیه برابر مقسوم باشد. در حوزۀ اعداد گویا۶، تقسیم به این معنی همواره امکان پذیر است، مگر آن که مقسومٌ علیه صفر باشد، ولی در حوزۀ اعداد صحیح۷، تقسیم همیشه ممکن نیست. مثلاً ۱۰ بر ۳ تقسی...
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) بخش کردن قسمت کردن بخشیدن . ۲ - بخش کردن عددی بر عدد دیگر . ۳ - ( اسم ) بخش قسمت بهره . ۴ - بخش یکی ازچهارعمل اصلی و آن عملی است که توسط وی عددی را بر عدد دیگر بخش کنند تا معلوم شود که عدد اول چند برابر عدد دوم است مثلااگر۱٠ رابر۵ بخش کنیم نتیجه ۲ است پس ۱٠ دو برابر ۵ است . ده رامقسوم ( بخشی ) ۵ را مقسوم علیه ( بخشیاب ) و ۲ را خارج قسمت ( بهره ) گویند . اگر پس از تقسیم چیزی اضافه ماند...
دانشنامه عمومی
(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) بخش. یکی از چهار کنش بنیادین شمارش (چهار عمل اصلی حساب) است که در آن شماره ای را بر شمارۀ دیگر می بخشند (بخش می کنند). "تقسیم کردن" به پارسی می شود "بخشیدن" یا "بخش کردن". "علامت تقسیم" به پارسی می شود "نشانۀ بخش" یا "بَخشَن". گزارۀ 5 = 3 / 15 خوانده می شود "15 بَخشَن 3 برابرِ 5" یا "15 بر 3 می شود 5". "عمل تقسیم" به پارسی می شود "کنش بخش" یا "بخش". "تقسیم بر" به...
مترادف و متضاد
تجزیه
بخش کردن
بخش، تسهیم، قسمت
انشعاب، پخش، توزیع ≠ ضرب کردن
۱. انشعاب، پخش، توزیع ۲. بخش، تسهیم، قسمت ۳. تجزیه ۴. بخش کردن ≠ ضرب کردن ۵. قسمت کردن، توزیع کردن
[ویکی فقه] تقسیم (ابهام زدایی). تقسیم، ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • تقسیم (بلاغت)، یکی از صنایع ادبی و به معنای استیفای اقسام موجود برای یک شیء و بیان وضع آن ها• تقسیم (منطق)، یکی از اصطلاحات علم منطق و به معنای تجزیه یک کل به اجزاء، یا یک کلی به جزئیات...wikifeqh: قرآن "تقسیم" است. صنعت "تقسیم" آن است که ابتدا چند چیز و پس از آن چند چیز دیگر بیاورند که مربوط به همان الفاظ اول باشد ...
فرهنگ فارسی ساره
بخشش، بخش
واژه نامه بختیاریکا
( تقسیم ( غیر دائم و بر اساس نظر بدون رعایت موارد دقیق و اندازه ها ) ) پوز بَر براش؛ بهر؛ وُر؛ بَر