Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تقدیسی

تلفظ بین المللی : /taq1dˈisi/ تلفظ :‌ [taq1d'isi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • التقدیسات
  • عدل تقدیری
  • کالبدشناسی تندیسی
  • تقدیری
  • تقدیس با روغن مقدس
  • تقدیس کردن
  • تقدیمی
  • تندیسی
  • تقدیسات
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تقدیسی. [ ت َ ] ( ص نسبی ) منسوب به تقدیس. پاک و منزه. پاکیزه و مطهر :
جبرئیل آمد روح همه تقدیسی
کردم آبستن چون مریم بر عیسی.
منوچهری.
رجوع به تقدیس شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به تقدیس پاک و منزه

مترادف و متضاد

benedictory (صفت)
دعایی، نیایشی، درخواستی، تمنایی، تقاضایی، تقدیسی

کلمات مرتبط

  • التقدیسات
  • عدل تقدیری
  • کالبدشناسی تندیسی
  • تقدیری
  • تقدیس با روغن مقدس
  • تقدیس کردن
  • تقدیمی
  • تندیسی
  • تقدیسات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات