تَقَدّم و تأخُّردر لغت به معنی پیشی و پسی؛ و در اصطلاح فلسفه و کلام، فیلسوفان از پنج گونه تقدّم و تأخّر و متکلّمان از شش گونۀ آن سخن می گویند: ۱و۲. بالذّات (بالعلّیّة و بالطبع)، که هستی امرِ متأخر به گونه ای به هستی امرِ متقدم وابسته باشد. اگر امر متقدم، علّت تامّۀ امر متأخر باشد، مانند تقدم حرکت دست بر حرکت قلم، از آن به تقدّم بالعلیه و اگر علّت ناقصۀ امر متأخر باشد، مانند تقدم مهندس بر ساختمان، ...
مترادف و متضاد
transposition(اسم)
جابجا شدگی، تقدم و تاخر، ترانهش، پس و پیش سازی، پس و پیشی، فراگذاری
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تقدم و تاخر (ابهام زدایی). تقدم و تاخر ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: قرآن• تقدم و تاخر (علوم قرآنی)، جابه جا کردن یک لفظ از جایگاه طبیعی آن در کلام، از اسلوب بلاغی قرآن و از اسباب اجمال فلسفه• تقدم و تاخر (فلسفه)، تقدم و تأخر (یا سبق و لحوق)، از اصطلاحات فلسفی و مسائل فلسفه• تقدم و تاخر بالحق، تقدم و تأخر از خواص و عوارض ذاتی وجود بماهو موجود؛ تقدم و تأخر بالحق وجود بر دیگری...