کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تقحم
تلفظ بین المللی :
/tˈaq1ham/
تلفظ :
[t'aq1ham]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
شاخص تحمل
سطح تحمل آفت کُش
ظرفیت تحمل 1
ظرفیت تحمل 2
ظرفیت تحمل گردشگری
گردش تقدمی
مدل تحمل
مرز تحمیلی
ادم مزاحم و غیر قابل تحمل
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تقحم. [ ت َ ق َح ْ ح ُ ] ( ع مص ) سرنگون افگندن اسب سوار را. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ازناظم الاطباء ). بر روی افکندن اسب سوار خود را. || داخل شدن اسب در نهر. ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
شاخص تحمل
سطح تحمل آفت کُش
ظرفیت تحمل 1
ظرفیت تحمل 2
ظرفیت تحمل گردشگری
گردش تقدمی
مدل تحمل
مرز تحمیلی
ادم مزاحم و غیر قابل تحمل
نظرات