معانی کلمه : تقابل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
روبه رو شدن، برابر شدن، روبه روی هم واقع شدن.
فرهنگ معین
(تَ بُ ) [ ع . ] (مص ل . ) برابر شدن ، رو به روی هم واقع شدن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
روبروشدن، برابرشدن، روبروی هم واقع شدن
۱-( مصدر ) برابر شدن رویا روی گردیدن روبروی هم واقع شدن . ۲ - ( اسم ) برابری همبری . جمع : تقابلات .
۱-( مصدر ) برابر شدن رویا روی گردیدن روبروی هم واقع شدن . ۲ - ( اسم ) برابری همبری . جمع : تقابلات .
مترادف و متضاد
تضاد، تناقض
برابر شدن، رویارویی
روبرو شدن، روبروی همقرار گرفتن
۱. برابر شدن، رویارویی
۲. تضاد، تناقض
۳. روبرو شدن، روبروی همقرار گرفتن
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
برهمکنش
واژه نامه بختیاریکا
دو نُک
