کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تفلیک | کلماتور
معنی کلمه : تفلیک
تلفظ بین المللی :
/tˈaflik/
تلفظ :
[t'aflik]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
تفلیک اسید
سازوکار تفکیکی
طیف شناسی افت انرژی الکترون تفکیک بالا
قاضی تفلیسی
گرمای تفکیک
میزان تفکیک مسیر
اعتقاد به تفکیک و تقسیم
تجزیه و تفکیک نمودن
تفکیک شدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تفلیک. [ ت َ ] ( ع مص ) بادریسه در پستان دختر پدید آمدن. ( زوزنی ). گرد شدن پستان دختر و گردپستان شدن دختر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( ازاقرب الموارد ): فلک ثدی الجاریة و فلکت الجاریة. ( ناظم الاطباء ). || چیزی را برسان بادریسه کردن. ( زوزنی ). || ستیهیدن در کاری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). لجاج کردن در کاری. ( از اقرب الموارد ). || گشن خواه شدن ماده سگ. ( من...
کلمات مرتبط
تفلیک اسید
سازوکار تفکیکی
طیف شناسی افت انرژی الکترون تفکیک بالا
قاضی تفلیسی
گرمای تفکیک
میزان تفکیک مسیر
اعتقاد به تفکیک و تقسیم
تجزیه و تفکیک نمودن
تفکیک شدن
نظرات