Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تفشیله

تلفظ بین المللی : /tafʃˈileː/ تلفظ :‌ [tafS'ile:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • تفصیله
  • تفسیله
  • تفشله
  • تفشیره
  • تفتیله
  • تفشیل
  • تفشیه
  • تبدیل به تفاله کردن
  • تفاله حبوبات
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تفشیله. [ ت َ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) گوشت و گندنا و گوز مغز و خایه درهم هریک اندر کنند و بپزند و تفشیله خوانند. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 244 ). گوشت و گندنا و گشنیز و مغز گوز و انگبین به دیگ اندرکنند و بپزند و تفشیله گویند. ( فرهنگ اسدی نخجوانی ). تفشله. ( برهان )( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( فرهنگ رشیدی ). قلیه ای که باگوشت و تخم مرغ و زردک و عسل باشد و بعضی گندم و مویز و کردکان و گشنیز هم داخل کرده ان...

فرهنگ عمید

۱. خوراکی که از گوشت، تخم مرغ، عسل، مغز گردو، و بعضی چیزهای دیگر تهیه می کردند.
۲. عدسی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) قلیه ای که با گوشت و تخم مرغ و زردک و عسل تهیه کنند .
گوشت و گندنا و گوز مغز و خایه در هم هر یک اندر کنند و بپزند و تفشیله خوانند

کلمات مرتبط

  • تفصیله
  • تفسیله
  • تفشله
  • تفشیره
  • تفتیله
  • تفشیل
  • تفشیه
  • تبدیل به تفاله کردن
  • تفاله حبوبات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات