تفسیر. [ ت َ ] ( ع مص ) هویدا کردن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). آنچه که معنی را روشن کند. ( مهذب الاسماء ). ترجمه. ( از المنجد ). پیدا و آشکار کردن و بیان نمودن معنی سخن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پیدا کردن و واکردن خبر پوشیده و با لفظ کردن مستعمل. ( آنندراج ). بیان و آشکار ساختن چیزی. ( از اقرب الموارد ). شرح و بیان. ( ناظم الاطباء ). گزارش. ( صحاح الفرس ). گزاره. گشاده کردن. پید...
فرهنگ عمید
۱. معنی کلامی را بیان کردن، واضح و آشکار ساختن معنی سخن. ۲. شرح و بیان. ۳. (ادبی ) در بدیع، بیان کردن مضمونی در الفاظ فشرده و پوشیده و بعد به شرح آن پرداختن، مانند این شعر: به کردار دل و عیش و سرشک و جسم من داری / دهن تنگ و سخن تلخ و لبان لعل و میان لاغر. ۴. (اسم ) علم بیان کردن و توضیح دادن معانی آیات قرآن و احادیث.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) شرح کردن ، بیان کردن . ۲ - (اِمص . ) گزارش . ۳ - بیان و تشریح معنی و لفظ آیات قرآن . ، ~به رأی الف - تفسیر قرآن براساس ذوق و نظر شخصی و نه حقایق آن . ب - تفسیر سخن یا امری مطابق میل خود.
دانشنامه آزاد فارسی
علم شرح و تبیین آیات قرآن که از روزگار نزول وحی با شخص پیامبر آغاز شده و پس از رحلت آن حضرت، بتدریج بسط و تنوع یافته و گرایش ها و روش های مختلف در این حوزه پدید آمده است. علاوه بر فراهم آمدن آثار فراوان تفسیری به عربی و فارسی و سایر زبان ها، در طول چهارده قرن، مبانی و قواعد تفسیر نیز از دیرباز تدوین گردیده و به استقلال یا در مقدمه تفاسیر عرضه شده است. تفسیر در لغت به معنای ایضاح و تبیین است و در ا...
فرهنگ فارسی
واضح و آشکارساختن معنی سخن، شرح وبیان تفاسیر۱ -( مصدر ) پدید کردن هویدا کردن . ۲ - گزارش کردن بیان کردن شرح دادن . ۳ - ( اسم ) گزارش . ۴ - بیان وتشریج معنی و لفظ آیات قر آن . توضیح علمی است که حقیقت معانی آیات قر آن را بحسب طاقت انسان و بمقتضای قواعد لغوی و صرفی و نحوی و بلاغی عرب بیان کندو مراد خدا را از قر آن آشکار سازد و در مورد مفردات و ترکیبات و معانی آنها و اسباب نزول وترتیب نزول و توضیح اشا...
دانشنامه عمومی
غلاش
تفسیر می تواند به موارد زیر اشاره کند:تفسیر قرآنهرمنوتیکتفسیر (ارسطو)، بخشی از ارغنون ارسطوتفسیر (آرایه)wiki: آرایه های ادبی است که در اشعار کاربرد دارد.دهخدا، علی اکبر: لغت نامه دهخدا. زیر نظر دکتر محمد معین. مدخل: تفسیر.تفسیر، آن است که شاعر در شعر خود نخست لفظ یا الفاظی ناروشن و معماگونه بگوید و در ادامه، به توضیح آن ها بپردازد.برای نمونه عنصری می گوید:آرایهٔ تفسیر دو گونه دارد: جَلی...
مترادف و متضاد
بیان کردن، شرح دادن، تشریح کردن، گزارشدادن
تاویل، تشریح، ترجمان، تعبیر، تلقی، توضیح، شرح، گزارش، نقل، وصف
۱. تاویل، تشریح، ترجمان، تعبیر، تلقی، توضیح، شرح، گزارش، نقل، وصف ۲. بیان کردن، شرح دادن، تشریح کردن، گزارشدادن
[ویکی فقه] دانش شرح و تبیین آیات قرآن که از عهد نزول وحی با شخص پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده و پس از رحلت آن حضرت ، بتدریج بسط و تنوع یافته و گرایشها و روشهای مختلف در این حوزه پدید آمده است . علاوه بر فراهم آمدن آثار فراوان تفسیری به عربی و فارسی و سایر زبانها، در طول چهارده قرن ، مبانی و قواعد تفسیر نیز از دیرباز تدوین گردیده و به استقلال یا در مقدمه تفاسیر عرضه شده است . این مقاله از دو م...
فرهنگ فارسی ساره
زند، گزاره
واژه نامه بختیاریکا
شَر کشاف
فرهنگستان زبان و ادب
{commentary} [سینما و تلویزیون] اظهار نظر سردبیر یا تحلیلگر خبر که از رادیو یا تلویزیون پخش می شود {interpretation} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] فرایند ترجمه و اجرای خط به خط (یک خط در هر مرحله ) گزاره های زبان مبدأ