معانی کلمه : تفرع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(تَ فَ رُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) شاخه شاخه شدن .
فرهنگ فارسی
شاخه شاخه شدن، شعبه شعبه شدن، بسیارشدن شاخه ها
۱ -( مصدر ) شاخه شاخه شدن شعبه شعبه گردیدن . ۲ - ( اسم ) انشعاب . جمع : تفرعات .
۱ -( مصدر ) شاخه شاخه شدن شعبه شعبه گردیدن . ۲ - ( اسم ) انشعاب . جمع : تفرعات .
