Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ تغطمط

تلفظ بین المللی : /taq1ˈatmat/ تلفظ :‌ [taq1'atmat]
لغت نامه دهخدا
  • تغطغط
  • تغمط
  • تمطمط
  • بوسیله تطمیع بدام انداختن
  • تطمیع کردن
  • مایه تطمیع
  • وسیله تطمیع
  • تخطیط
  • تغامز
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

تغطمط. [ ت َ غ َ م ُ ] ( ع مص ) جوشیدن دیگ و خروش آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || خروش موج و اضطراب آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بانگ کردن با گرفتگی گلو. ( زوزنی ). آواز که در آن گرفتگی باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بانگ شادمانی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || پراکنده گرد...

کلمات مرتبط

  • تغطغط
  • تغمط
  • تمطمط
  • بوسیله تطمیع بدام انداختن
  • تطمیع کردن
  • مایه تطمیع
  • وسیله تطمیع
  • تخطیط
  • تغامز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات