Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تعویض کردن

تلفظ بین المللی : /tˈaʔviz kˈardan/ تلفظ :‌ [t'a?viz k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • چیزی را تعویض کردن
  • تفویض مقام کردن
  • تفویض کردن
  • تعویذ کردن
  • تاویل کردن
  • تبعیض کردن
  • تجویز کردن
  • تحریض کردن
  • تأویل کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تعویض کردن. [ ت َع ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بدل کردن. تبدیل کردن. تغییر دادن. تاخت زدن. و رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) عوض کردن بدل کردنعوض دادن.

مترادف و متضاد

جانشین کردن

جایگزین کردن

بدل کردن، عوض کردن، معاوضه کردن

۱. بدل کردن، عوض کردن، معاوضه کردن
۲. جایگزین کردن
۳. جانشین کردن

put (فعل)به فعالیت پرداختن، بکار بردن، گذاشتن، ارائه دادن، انداختن، تعویض کردن، ترغیب کردن، تعبیر کردن، ثبت کردن، قرار دادن، تقدیم داشتن، ترجمه کردنsubstitute (فعل)تعویض کردن، جابجا کردن، جانشین کردنchange (فعل)تغییر دادن، عوض کردن، برگشتن، ...

کلمات مرتبط

  • چیزی را تعویض کردن
  • تفویض مقام کردن
  • تفویض کردن
  • تعویذ کردن
  • تاویل کردن
  • تبعیض کردن
  • تجویز کردن
  • تحریض کردن
  • تأویل کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات