معانی کلمه : تعویض کردن
لغت نامه دهخدا
تعویض کردن. [ ت َع ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بدل کردن. تبدیل کردن. تغییر دادن. تاخت زدن. و رجوع به ماده قبل شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) عوض کردن بدل کردنعوض دادن.
مترادف و متضاد
جانشین کردن
جایگزین کردن
بدل کردن، عوض کردن، معاوضه کردن
۱. بدل کردن، عوض کردن، معاوضه کردن
۲. جایگزین کردن
۳. جانشین کردن
