Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تعمیم

تلفظ بین المللی : /tˈaʔmim/ تلفظ :‌ [t'a?mim]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • تعمیم دادن
  • تعمیم چیزی به زبان ساده
  • تعمیم یافتن
  • تعمیم یافته
  • تعمیم پاسخ
  • تعمیم دستور زبان مستقل ازمتن
  • تعمیم شتاب زده
  • تعمیم گرامر مستقل از متن
  • تعمیم حکم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تعمیم. [ ت َ ] ( ع مص ) مهتر گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || عمامه پوشانیدن. ( دهار ) ( آنندراج ). عمامه پوشیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). عمامه پوشانیدن و عمامه بسر بستن. ( از منتهی الارب )( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). یقال : عمم الرجل ( مجهولاً )؛ ای سود لأن العمائم تیجان العرب کما قیل فی العجم توج و کذا عمم رأسه ؛ ای الفت علیه عمامة. ( منتهی الارب ) ( ناظم ا...

فرهنگ عمید

شامل همه گردانیدن، همگانی کردن، عمومیت دادن.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) عمومیت دادن .

دانشنامه آزاد فارسی

تعمیم (روان شناسی). تعمیم (روان شناسی)(generalization)گسترش پاسخ از محرک اولیه به محرک های مشابه. پس از آن که جانداری پاسخ شرطی به محرکی را آموخت، ممکن است بدون آموزش بیشتر به محرک های مشابه نیز همان پاسخ را بدهد. مثلاً سگ سیاه بزرگی، کودکی را گاز بگیرد و کودک دیگر نه فقط از آن سگ که از هر سگ بزرگ دیگری هم بترسد. این پدیده را تعمیم می گویند. همچنین، ممکن است محرک هایی که شباهت کمتری با محرک اولی...

فرهنگ فارسی

فرایند ساختن یک مفهوم یا حکم یا اصل یا نظریه از تعداد محدودی موارد خاص و به کار بردن آن به‌طور گسترده‌تر برای یک گروه کامل از اشیا یا رویدادها یا افراد

شامل همه گردانیدن، همگانی کردن، عمومیت دادن
۱ -( مصدر ) وا رسیدن همه رس بودن فرا گرفتنشامل همه کردن عمومیت دادن مقابل تخصیص . ۲ -( اسم ) وارسی شمول عمومیت . جمع : تعمیمات .

دانشنامه عمومی

تعمیم (انگلیسی: Generalization) فرایند ساختن یک مفهوم، حکم، اصل یا نظریه از تعداد محدودی موارد خاص و به کار بردن آن به طور گسترده تر برای یک گروه کامل از اشیا یا رویدادها یا افراد است.
wiki: تعمیم

مترادف و متضاد

شمول، عمومیت، فراگیر، کلیت تخصیص ≠ تجوید

۱. شمول، عمومیت، فراگیر، کلیت تخصیص ≠ تجوید
۲. فراگیر کردن، عمومیت دادن ≠ تخصیص

extension (اسم)مد، اضافی، بسط، توسعه، کشش، تمدید، گسترش، تعمیم، توسیع، تلفن فرعیdistribution (اسم)پخش، بخش، اشاعه، توزیع، تعمیمgeneralization (اسم)تعمیم، کلیت بخشیpopularization (اسم)تعمیم، اشتهار، محبوب سازی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تعمیم یعنی توسعه دادن و همه را شامل گردانیدن.که از آن به مناسبت در بابهای صلات، نکاح، مزارعه و وکالت سخن رفته است. تعمیم در دعا مستحب است؛ بدین گونه که دعا کننده، دیگر مؤمنان را نیز در دعای خود شریک و سهیم کند؛ چه اینکه این‏گونه دعا به اجابت نزدیک‏تر است. بر تعمیم در دعا برای امام جماعت تأکید بیشتری شده است. از شرایط استجابت دعوت مؤمن آن است که دعوت‏کننده دعوت خود را به فقرا نیز تعمیم...

فرهنگستان زبان و ادب

{generalization} [روان شناسی] فرایند ساختن یک مفهوم یا حکم یا اصل یا نظریه از تعداد محدودی موارد خاص و به کار بردن آن به طور گسترده تر برای یک گروه کامل از اشیا یا رویدادها یا افراد

کلمات مرتبط

  • تعمیم دادن
  • تعمیم چیزی به زبان ساده
  • تعمیم یافتن
  • تعمیم یافته
  • تعمیم پاسخ
  • تعمیم دستور زبان مستقل ازمتن
  • تعمیم شتاب زده
  • تعمیم گرامر مستقل از متن
  • تعمیم حکم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات