کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تعمق-کردن | کلماتور
معنی کلمه : تعمق کردن
تلفظ بین المللی :
/taʔˈammoq1 kˈardan/
تلفظ :
[ta?'ammoq1 k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تعمد کردن
تعلق کردن
تعمق
تفکر و تعمق
غیر قابل تعمق
قابل تعمق و تفکر
وابسته به غور و تعمق
تعلق خاطر
تعلق داشتن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
ژرفاندیشی کردن، غور کردن، ژرفنگری کردن، ژرف اندیشیدن، تتبع کردن، تامل کردن
consider (فعل)فرض کردن، سنجیدن، رسیدگی کردن، مطرح کردن، تفکر کردن، ملاحظه کردن، تعمق کردنdeliberate (فعل)سنجیدن، اندیشه کردن، تعمق کردن، کنکاش کردن، تعمد کردنthink over (فعل)سنگین کردن، تعمق کردنponder (فعل)سنجیدن، اندیشه کردن، تفکر کردن، تعمق کردنperpend (فعل)توجه کردن، تعمق کردن، دقیق بودنturn over (فعل)وارونه کرد...
کلمات مرتبط
تعمد کردن
تعلق کردن
تعمق
تفکر و تعمق
غیر قابل تعمق
قابل تعمق و تفکر
وابسته به غور و تعمق
تعلق خاطر
تعلق داشتن
نظرات