معانی کلمه : تعفیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. گوشت را در آفتاب بر روی ریگ خشک کردن.
۲. به خاک مالیدن، خاک آلوده کردن.
۲. به خاک مالیدن، خاک آلوده کردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) به خاک مالیدن ، خاک آلود کردن .
فرهنگ فارسی
۱ -( مصدر ) بخاک مالیدنخاک آلود کردن در خاک مالیدن . ۲ -( اسم ) خاک مالی . جمع : تعفیرات .
