معانی کلمه : تعطف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. به طرفی خم شدن.
۲. بازگشتن.
۳. ردا به خود پیچیدن.
۴. رقت آوردن و مهربانی کردن.
۲. بازگشتن.
۳. ردا به خود پیچیدن.
۴. رقت آوردن و مهربانی کردن.
فرهنگ معین
(تَ عَ طُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - مهر ورزیدن . ۲ - به سویی خم شدن . ۳ - ردا به خود پیچیدن .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) مهر ورزیدن مهربانی کردن . ۲ - بسویی خم شدن . ۳ - بازگشتن . ۴ - ( اسم ) مهربانی دلسوزی . جمع : تعطفات .
