کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تعضیض
تلفظ بین المللی :
/tˈaʔziz/
تلفظ :
[t'a?ziz]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
طعنه و تعریض
علامت تعویض حلقه
گذرگاه تعویض
ماشین تعویض تراورس
ماشین تعویض ریل بند
تعریضتعریض شدن
تعریضگونه
تعویض حروف در تلفظ برحسب تصادف
تعویض شدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تعضیض. [ ت َ ] ( ع مص ) خارخورانیدن شتر را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || از چاه عضوض آب خورانیدن شتر را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || با دختر فسوس کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بسیار گزیدن لب از خشم و نیک گزیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد )....
کلمات مرتبط
طعنه و تعریض
علامت تعویض حلقه
گذرگاه تعویض
ماشین تعویض تراورس
ماشین تعویض ریل بند
تعریضتعریض شدن
تعریضگونه
تعویض حروف در تلفظ برحسب تصادف
تعویض شدن
نظرات