تعصیب. [ ت َ ] ( ع مص ) عصابة بسر بازبستن. ( تاج المصادر بیهقی ). عصابة بر سر بستن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || تاج بر سر نهادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). || شمشیر بستن فلان را مانند تعمیم. ( از اقرب الموارد ). || شکم بستن از گرسنگی. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). || گرسنه داشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تجویع. ( اقرب الموارد ). || هلاک کردن. ( منتهی الا...
دانشنامه آزاد فارسی
تَعْصیب(از ریشه عُصْبه به معنای خویشاوندان ذکور پدری) اصطلاحی در فقه، شکلی از توارث که در آن ماترک متوفی، بیشتر از فروض (سهم های ورّاث) باشد. مثلاً متوفایی، پدر و یک دختر دارد. سهم پدر۶/۱ و سهم دختر۲/۱ است که مجموع آن۶/۴ می شود، ۶/۲ ماترک او اضافه است. اهل سنت معتقدند که باقی ماندۀ ترکه به اقربای ذکور پدری پرداخت می شود؛ ولو آن که در طبقات پایین تر باشند. در همین مثال اگر در همان طبقه وارث ذکور نب...
فرهنگ فارسی
عصابه بسر باز بستن
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تعصیب یعنی ارث دادن به عصبه میت.
در باب ارث از آن سخن گفته شده است.عصبه نزد عالمان سنی بر دو قسم است: عصبه ذاتی (عصبه بنفسه) و عصبه غیری (عصبه بالغیر). اوّلی عبارت است از خویشاوندان نرینهای مانند پسر و برادر که بدون واسطه، یا با واسطه ذکور، مانند عمو، فرزندان پسر و برادر و عمو، با میت، نسبت دارند. دومی عبارت است از خویشاوندان خارج از عصبه ذاتی که عصوبت را از عصبه ذاتی کسب میکنند.اینان...