Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تعریض

تلفظ بین المللی : /tˈaʔriz/ تلفظ :‌ [t'a?Riz]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • تعریض ابوحنیفه به عمر بن خطاب
  • طعنه و تعریض
  • تعریضتعریض شدن
  • تعریضگونه
  • زبان تعریف مشخصات
  • سبک تعریف
  • علامت تعویض حلقه
  • غدد تعریقی
  • گذرگاه تعویض
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تعریض. [ ت َ ] ( ع مص ) سخن سربسته گفتن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( دهار ).بکنایه سخن گفتن. ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). خلاف تصریح. متعد بالباء و باللام. و از این معنی است معاریض در گفتار و آن توریه است بچیزی از چیزی و در مثل است که در معاریض گریزگاهی است از دروغ گفتن. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). دلالتی را در گفتار تضمین کردن که لفظی در آن برای...

فرهنگ عمید

۱. به کنایه و به اشاره چیزی گفتن، کنایه زدن، سخن سربسته گفتن.
۲. به پهنای چیزی افزودن، عریض کردن.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - به کنایه سخن گفتن . ۲ - عریض کردن .

دانشنامه آزاد فارسی

تَعریض(در لغت به معنی گوشه زدن) در اصطلاح بیان، آوردن سخنی که به ظاهر معنای دیگری دارد، اما مقصود گوینده چیزی دیگر است: نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند/نه هرکه آینه سازد سکندری داند/نه هرکه طَرفِ کُلَه کج نهاد و تند نشست/کلاه داری و آیین سَروَری داند.../هزار نکتۀ باریک تر ز مو این جاست/نه هرکه سر بتراشد قلندری داند (حافظ). غالباً تعریض کنایه ای است که در نکوهش، ریشخند یا اندرز به کار می رود و در ...

فرهنگ فارسی

افزایش عرض راه‌ها در قوس‌ها و سربالایی‌ها

بکنایه واشاره چیزی گفتن، کنایه زدن، سخن سربسته
۱ -( مصدر ) بکنایه سخن گفتن سر بسته گفتن.۲ - گوشه زدن.۳ - عریض کردن پهن کردن بپهنای چیزی افزودن . ۴ - ( اسم ) سربسته گویی.جمع : تعریضات .

مترادف و متضاد

اشاره، ایما

به‌کنایه سخن گفتن

پهن کردن، عریض کردن

استعاره، تلویح، کنایه

پهناوری، عریض‌سازی، گسترش

۱. استعاره، تلویح، کنایه
۲. اشاره، ایما
۳. بهکنایه سخن گفتن
۴. پهناوری، عریضسازی، گسترش
۵. پهن کردن، عریض کردن

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تعریض (ابهام زدایی). تعریض ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • تعریض (علوم قرآنی)، اشاره داشتن کلام به معنایی غیر از معنای حقیقی آن• تعریض (فقه)، سربسته سخن گفتن و گوشه زدن و استعمال شده در باب نکاح و حدود• تعریض (گوشه زنی)، اشاره داشتن کلام به معنایی غیر از معنای حقیقی آن و استفاده شده در علوم مختلف...wikifeqh: ذکر نشده است.تفاوت کنایه و تعریضبرخی گفته اند اولا تفاوت کنایه و تع...

فرهنگستان زبان و ادب

{enlargement} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] افزایش عرض راه ها در قوس ها و سربالایی ها

کلمات مرتبط

  • تعریض ابوحنیفه به عمر بن خطاب
  • طعنه و تعریض
  • تعریضتعریض شدن
  • تعریضگونه
  • زبان تعریف مشخصات
  • سبک تعریف
  • علامت تعویض حلقه
  • غدد تعریقی
  • گذرگاه تعویض
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات