معانی کلمه : تعذیب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
عذاب کردن، شکنجه کردن، کسی را آزار رساندن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) عذاب کردن .
فرهنگ فارسی
عذاب کردن، شکنجه کردن، کسی را آزاردادن
۱ - ( مصدر ) عذاب کردنشکنجه دادن . ۲ - ( اسم ) شکنجه عذاب.جمع : تعذیبات .
۱ - ( مصدر ) عذاب کردنشکنجه دادن . ۲ - ( اسم ) شکنجه عذاب.جمع : تعذیبات .
مترادف و متضاد
آزار، اذیت، ایذاء، شکنجه، عذاب
