تعتعة. [ ت َ ت َ ع َ ] (ع اِ)واحد تعاتع. (ناظم الاطباء). رجوع به تَعاتِع شود.
تعتعة. [ ت َ ت َ ع َ ] (ع مص ) درماندن در سخن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || درشکوخیدن ستور در ریگ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || بی آرام و تفته کردن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || درآمدن در...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تعتعه یعنی درماندگی و تردید در سخن که قاضی از آن هنگام شهادت دادن شاهد نهی شده که در حال شهادت دادن به سردر گمی نیفتد.لیکن در کلمات فقها با اضافه به شاهد به کار رفته و مراد از تعتعه شاهد آن است که بر اثر سخنی که قاضی در اثنای شهادت وی گفته است، شاهد دچار سردرگمی، تردید و یا اشتباه شود؛ در نتیجه شهادت، آنگونه که موردنظر وی بوده ادا نگردد- خواه در نهایت شهادت پذیرفته شود یا رد گردد- و یا...