Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تعبیه ساختن

تلفظ بین المللی : /taʔbˈije sˈɑxtan/ تلفظ :‌ [ta?b'ije s'Axtan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تباه ساختن
  • تعبیه
  • تعبیه شدن
  • تعبیه کردن
  • تعبیه شکستن
  • التنبیه و الاشراف
  • با اخراج تنبیه کردن
  • بطور تشبیه
  • بد تعبیر کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تعبیه ساختن. [ ت َ ی َ / ی ِ ت َ ] ( مص مرکب ) مرتب ومنظم کردن و قرار دادن. ( ناظم الاطباء ) :
دیر است که بر چرخ همین تعبیه سازند
هفت اختر سیاره در این شغل و در این کار.
امیرمعزی ( ازآنندراج ).

فرهنگ فارسی

مرتب و منظم کردن و قرار دادن

کلمات مرتبط

  • تباه ساختن
  • تعبیه
  • تعبیه شدن
  • تعبیه کردن
  • تعبیه شکستن
  • التنبیه و الاشراف
  • با اخراج تنبیه کردن
  • بطور تشبیه
  • بد تعبیر کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات