Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تعارض

تلفظ بین المللی : /taʔˈɑroz/ تلفظ :‌ [ta?'ARoz]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • تعارض داشتن
  • تعارض احکام
  • تعارض مستمر
  • تعارض قوانین
  • تعارض منافع
  • تعارض های درونی
  • تعارض کار خانواده
  • تعارض اجماع منقول و اجماع منقول
  • تعارض اجماع و اجماع
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تعارض. [ ت َ رُ ] ( ع مص ) یکدیگر را پیش آمدن. ( زوزنی ).خلاف یکدیگر آمدن خبر و جز آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). معارضه کردن یکی با دیگری. ( از اقرب الموارد ) : کفشگر در معرض تعارض درحال سر تفکر به گریبان حیرت فروبرد. ( ترجمه محاسن اصفهان ). || ( اصطلاح اصول ) هرگاه یکی از دو دلیل حکمی را اثبات کند و دیگری نفی آن را به طوری که جمعبین مدلول آن دو دلیل ممکن نباشد گویند بین آن دو ...

فرهنگ عمید

۱. اختلاف داشتن.
۲. [قدیمی] متعرض و مزاحم یکدیگر شدن.
۳. [قدیمی] با هم مخالفت کردن.

فرهنگ معین

(تَ رُ ) [ ع . ] (مص ل . ) متعرض یکدیگر شدن ، ناسازگاری کردن .

دانشنامه آزاد فارسی

تَعارُض(در لغت به معنای اختلاف داشتن) در اصول فقه، هرگاه دو یا چند دلیل، هم وزن در برابر یکدیگر قرار گیرند، به گونه ای که قابل جمع نباشند، و نتوان یکی را بر دیگری ترجیح داد تعارض روی می دهد و آن دو دلیل را «متعارضین» نامند. مثلاً بنابر دلیلی: «احترام محمد واجب است» اما به دلیلی دیگر «احترام محمد حرام است» وجوب احترام، مکلّف را ملزم به انجام دادن عمل و حرمت احترام او را ملزم به ترک آن می کند، انجام...

فرهنگ فارسی

ناسازگاری، مخالفت، تضاد

منازعۀ آشکار و غالباً مستمر بین طرف‌های ناسازگار و متخاصم

متعرض ومزاحم شدن، باهم خلاف کردن، اختلاف داشتن
۱ -( مصدر ) خلاف یکدیگر ورزیدن متعرض یکدیگر شدن با هم اختلاف داشتن . ۲ - ( اسم ) خلاف ورزی معارضه . جمع : تعارضات .

دانشنامه عمومی

تَعارُض:متعرض ومزاحم شدن, باهم خلاف کردن, اختلاف داشتن 1 -( مصدر ) خلاف یکدیگر ورزیدن متعرض یکدیگر شدن با هم اختلاف داشتن . 2 - ( اسم ) خلاف ورزی معارضه . جمع:تعارضات .

مترادف و متضاد

خلاف‌ورزی کردن، متعرض شدن

اختلاف، تخالف، تعاند، خلاف‌ورزی، دشمنی، ستیز، عناد، عنادورزی، کشمکش، معارضه

۱. اختلاف، تخالف، تعاند، خلافورزی، دشمنی، ستیز، عناد، عنادورزی، کشمکش، معارضه
۲. خلافورزی کردن، متعرض شدن
۳. ناسازگاری

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تعارض (ابهام زدایی). واژه تعارض ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • تعارض (فقه الحدیث)، یکی از شاخه های فقه الحدیث، به معنای شناخت تعارض اخبار و اختلاف روایات• تعارض ادله (اصول)، نافی میان مدلول - یا دلالت - دو یا چند دلیل• اقسام تعارض، اقسام تعارض مطرح در اصول فقه...wikifeqh: علم منطق و به معنای اختلاف دو حکم یا دو قضیه در صدق و کذب است.اختلاف دو حکم یا دو قضیه در صدق و کذب یا ...

فرهنگستان زبان و ادب

{conflict} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] منازعۀ آشکار و غالباً مستمر بین طرف های ناسازگار و متخاصم

کلمات مرتبط

  • تعارض داشتن
  • تعارض احکام
  • تعارض مستمر
  • تعارض قوانین
  • تعارض منافع
  • تعارض های درونی
  • تعارض کار خانواده
  • تعارض اجماع منقول و اجماع منقول
  • تعارض اجماع و اجماع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات