Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تظلم بردن

تلفظ بین المللی : /tazˈallom bˈordan/ تلفظ :‌ [taz'allom b'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تالم بردن
  • تظلم
  • تظلم آوردن
  • تظلم اوردن
  • تظلم برآوردن
  • تظلم براوردن
  • تظلم دار
  • تظلم زدن
  • تظلم کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تظلم بردن. [ ت َ ظَل ْ ل ُ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) دادخواهی. شکایت پیش بزرگی بردن. از بزرگی داد خواستن :
خط سیه کرده تظلم به در چرخ برید
که شما در خط این سبزوطائید همه.
خاقانی.
و رجوع به تظلم و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

دادخواهی شکایت پیش بزرگی بردن

کلمات مرتبط

  • تالم بردن
  • تظلم
  • تظلم آوردن
  • تظلم اوردن
  • تظلم برآوردن
  • تظلم براوردن
  • تظلم دار
  • تظلم زدن
  • تظلم کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات