معانی کلمه : تطهیر دادن
لغت نامه دهخدا
تطهیر دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) غسل دادن. پاک کردن. آب کشیدن :
بس که آلوده عصیان شده دل تا محشر
دامنش را نتوان داد به زمزم تطهیر.و رجوع به تطهیر شود.
بس که آلوده عصیان شده دل تا محشر
دامنش را نتوان داد به زمزم تطهیر.و رجوع به تطهیر شود.
فرهنگ فارسی
غسل دادن پاک کردن
