معانی کلمه : تطلیق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. رها کردن.
۲. خانوادۀ خود را رها کردن.
۳. زن خود را طلاق دادن و رها کردن.
۲. خانوادۀ خود را رها کردن.
۳. زن خود را طلاق دادن و رها کردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - رها کردن . ۲ - طلاق دادن .
فرهنگ فارسی
۱ -( مصدر ) رها کردن هشتن . ۲ - طلاق گفتن ( همسر ) .
