تضریب. [ ت َ ] ( ع مص ) زدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || نوشیدن شیر دوشیده بعد آبستن. ( منتهی الارب ). || نوشیدن شیر آمیخته شده از شیر چند شتر. ( ناظم الاطباء ). شرب الضریب ، والضریب اللبن یحلب من عدة لقاح فی اناء. ( اقرب الموارد ). || فرورفتن چشم کسی به مغاک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || آمیختن چیزی به چیزی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم ال...
فرهنگ عمید
۱. سخت زدن. ۲. دوبه هم زنی کردن، فتنه انگیختن. ۳. چیزی را با چیزی دیگر مخلوط کردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - سخن چینی کردن . ۲ - فتنه انگیختن .
فرهنگ فارسی
سخت زدن، دوبهم زنی کردن، فتنه انگیختن، مخلوط ۱ - ( مصدر ) سخت زدن ۲ . - میان دو تن را بهم زدن فتنه انگیختن سخن چینی کردن . ۳ - ( اسم ) سخن چنی دو بهم زنی . جمع : تضریبات .