معانی کلمه : تصوری
لغت نامه دهخدا
تصوری. [ ت َ ص َوْ وُ ] ( ص نسبی ) منسوب به تصور. خیالی. وهمی. ( ناظم الاطباء ). || مقابل تصدیقی. رجوع به تصور ( اصطلاح منطق ) شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به تصور.۱ - آنچه مبتنی بر تصور باشد . ۲ - خیالی فرضی .
منسوب به تصور مقابل تصدیقی
منسوب به تصور مقابل تصدیقی
مترادف و متضاد
خیالی، فرضی، موهوم، وهمی ≠ تصدیقی، واقعی
